امروز بعد از 15 روز تعطیلی اومدم سرکار...
همیشه سیزده بدر غم و غصه تو دل آدم جمع میشه که وای دوباره باید صبح زود بیدار بشم و روز از نو روزی از نو، ولی الان خوشحالم که تعطیلات تموم شد.
روی میزم یه تقویم خیلی خوشگل نو دارم و عاشق ورق زدنشم، اگه دست من بود هر سال که نه ولی دوسال یه بار کل وسایل اتاق رو عوض میکردم... خیلی حال میده!
امروز خیابونا خلوت بود و خیلی ها هم نیومدن سرکار، تا چند سال دیگه کاملا عادی میشه که روز بعد از تعطیلات هنوز توی مسافرت باشی. با همه اینها من نیم ساعت دیر رسیدم سرکار به لطف شهرداری تهران که توی تعطیلات برمیدارن کل شهر رو زیر و زبر میکنن و چند تا خیابونو میبندن و چند تا خیابونو کلا از صفحه روزگار محو میکنن.
همه تو حال و هوای عیدن و چند روز اول کار صرف تبریک سال نو و سوغاتی دادن و سوغاتی گرفتن میشه که خیلی هم بد نیست تازه به نظر من تا آخر فروردین عیده حداقل واسه من که اینجوریه چون هنوز دیدن خیلی ها نرفتم.
تقویم رو ورق میزنم و آرزو میکنم که هر روز و ماه امسال به زیبایی نقش و نگارهای روی صفحاتش باشه....
سال نو همگی مبارک.
|
+| کتابت نمود
كرم كتاب خور در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391
|